ایجاد آگاهی، هفتمین شایستگی در کوچینگ
در مقالهی کوچ حرفهای چه مهارتهایی دارد؟ با هشت شایستگی محوری ICF آشنا شدیم. هفتمین شایستگی، ایجاد آگاهی (Evokes Awareness)، طبق تعریف رسمی یعنی «تسهیل بینش و یادگیری مراجع، از طریق ابزارها و تکنیکهایی مثل پرسشهای قدرتمند، سکوت، استعاره یا تمثیل.» (منبع: مدل شایستگیهای محوری ICF، 2025)
مارسیا رینولدز، از چهرههای شناختهشدهی این حوزه، تشبیه جالبی برای این شایستگی دارد: همانطور که هیچکس نمیتواند خودش را قلقلک بدهد، مغز انسان هم در برابر آزمودن خودجوش افکار و واکنشهای خودش مقاومت میکند. (منبع: Agile Jottings، بهنقل از مارسیا رینولدز) به همین دلیل، برای دیدن الگوهای فکریمان از زاویهای تازه، تقریباً همیشه به یک نفر بیرون از ذهن خودمان نیاز داریم — دقیقاً همان نقشی که کوچ در این شایستگی ایفا میکند.
طبق سند رسمی ICF، این شایستگی شامل 11 رفتار مشخص است که چند نمونهی مهم آن عبارتاند از:
نکتهای که ارزش توجه ویژه دارد: در بازنگری رسمی 2025 ICF، یکی از زیراصلهای همین شایستگی تغییر کرد — عبارت «بهاشتراکگذاشتن مشاهدات، بینشها و احساسات» به «بهاشتراکگذاشتن مشاهدات، دانش و احساسات» تبدیل شد. (منبع: Tandem Coach) این تغییر، بهگفتهی همین منبع، بیشترین واکنش را در میان کوچهای حرفهای دنیا برانگیخت: بسیاری استدلال کردند که «بهاشتراکگذاشتن دانش»، مرز میان کوچینگ و مشاوره را مبهم میکند — دقیقاً همان مرزی که در مقالهی تفاوت کوچینگ و مشاوره بهطور مفصل توضیح دادیم.
این بحث، در واقع یک یادآوری خوب است: حتی در جدیدترین نسخهی استاندارد جهانی کوچینگ هم، مرز بین «کمک به مراجع برای رسیدن به بینش خودش» و «دادن دانش و اطلاعات مستقیم» موضوعی است که هنوز جامعهی حرفهای کوچینگ روی جزئیاتش بحث میکند.
وقتی یک مدیر در جلسهی کوچینگ با یک چالش واقعی روبهرو میشود، ارزش این شایستگی دقیقاً همان لحظهای مشخص میشود که کوچ بهجای دادن یک جواب آماده، سوالی میپرسد که مدیر را وادار میکند از زاویهای که تا آن لحظه ندیده بود، به موضوع نگاه کند. این همان لحظهای است که یک «آها» واقعی اتفاق میافتد — و معمولاً همین لحظات، ماندگارترین تاثیر یک دورهی کوچینگ کسبوکار را رقم میزنند.
1. تفاوت «ایجاد آگاهی» با دادن نصیحت مستقیم چیست؟ ایجاد آگاهی از طریق سوال، سکوت و بازتابدادن کار میکند تا مراجع خودش به بینش برسد؛ نصیحت مستقیم، پاسخ آماده به او میدهد — دقیقاً مرزی که کوچینگ را از مشاوره جدا میکند.
2. چرا تغییر «بینش» به «دانش» در استاندارد 2025 بحثبرانگیز شد؟ چون بسیاری از کوچهای حرفهای نگران بودند این تغییر، کوچینگ را بهسمت ارائهی مستقیم اطلاعات (شبیه مشاوره) سوق دهد، برخلاف فلسفهی اصلی کوچینگ.
3. آیا کوچ هرگز نباید نظر خودش را بگوید؟ طبق همین شایستگی، کوچ میتواند مشاهدات و احساساتش را مطرح کند، اما باید این کار را «بدون دلبستگی به نتیجه» انجام دهد و تصمیم نهایی را به مراجع بسپارد.
موسسه مربیگری کسبوکار دانشگاه تهران، با پشتوانهی علمی دانشگاه تهران و همکاری بیش از 20 سازمان و 400+ توسعهجو، مربیان خود را برای ایجاد این نوع بینش واقعی و پایدار در مراجعان آموزش میدهد. برای آشنایی با دورههای ما، اینجا کلیک کنید.