پرورش اعتماد و امنیت روانی، چهارمین شایستگی کوچینگ
در مقالهی کوچ حرفهای چه مهارتهایی دارد؟ با هشت شایستگی محوری ICF آشنا شدیم. چهارمین شایستگی، پرورش اعتماد و امنیت روانی (Cultivates Trust and Safety)، طبق تعریف رسمی یعنی «مشارکت با مراجع برای ساختن محیطی امن و حمایتگر که به او اجازه دهد آزادانه به اشتراک بگذارد؛ و حفظ رابطهای مبتنی بر احترام و اعتماد متقابل.» (منبع: مدل شایستگیهای محوری ICF، 2025)
طبق سند رسمی ICF، این شایستگی به رفتارهای زیر تجزیه میشود:
اصطلاح «امنیت روانی» (Psychological Safety) که ستون اصلی این شایستگی کوچینگ است، ریشه در یک پژوهش دانشگاهی مشهور دارد. ایمی ادموندسون، استاد دانشکدهی کسبوکار هاروارد، این مفهوم را در اواخر دههی 1990 در پژوهش خود روی تیمهای بیمارستانی معرفی کرد. سالها بعد، گوگل در پروژهای مشهور به نام پروژهی ارسطو (Project Aristotle)، با بررسی 180 تیم داخلی خود، به یافتهای شگفتانگیز رسید: مهمترین عامل موفقیت یک تیم، نه ترکیب افراد، نه تخصص فردی، بلکه امنیت روانی بود — یعنی این باور مشترک که اعضای تیم میتوانند بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، ریسک بینفردی بپذیرند، اشتباه کنند، و نظر بدهند. (منبع: Google re:Work)
همین منطق، عیناً در رابطهی کوچینگ هم صادق است: مراجعی که احساس امنیت نکند، هرگز واقعیتهای سخت را با کوچ در میان نمیگذارد — و بدون آن صداقت، کوچینگ عملاً کاری از پیش نمیبرد.
یک مدیر ارشد یا مدیرعامل، در محیط کاری روزمرهاش تقریباً همیشه در جایگاه «کسی که باید جواب داشته باشد» قرار دارد. ابراز تردید، ترس، یا اشتباه در جمع تیم یا هیئتمدیره، میتواند هزینهی واقعی برای جایگاه او داشته باشد. اما در یک جلسهی کوچینگ که واقعاً بر پایهی این شایستگی ساخته شده باشد، این فشار اجتماعی وجود ندارد — و دقیقاً همین نبودِ فشار است که به مدیر اجازه میدهد چیزهایی را بگوید که در هیچ جلسهی دیگری نمیگوید.
وقتی یک مدیر برای اولینبار با یک کوچ کسبوکار مینشیند، معیار خوبی برای سنجش این شایستگی وجود دارد: آیا احساس میکند میتواند بدون ترس از قضاوت، دربارهی تردیدها و اشتباهاتش صحبت کند؟ آیا کوچ واقعاً گوش میدهد و نظرات او را بهرسمیت میشناسد، حتی وقتی با آنها موافق نیست؟ اگر جواب این سوالات مثبت باشد، احتمال اینکه کوچینگ به نتایج واقعی برسد، بهطور چشمگیری بالاتر است.
1. امنیت روانی در کوچینگ با اعتماد یکی است؟ نزدیک اما یکسان نیست؛ اعتماد بیشتر دربارهی اطمینان به نیت کوچ است، درحالیکه امنیت روانی دربارهی این باور است که میتوان بدون ترس از پیامد منفی، ریسک بینفردی (مثل ابراز اشتباه) پذیرفت.
2. آیا پژوهش گوگل مستقیماً دربارهی کوچینگ بود؟ خیر؛ پروژهی ارسطوی گوگل دربارهی عملکرد تیمهای داخلی این شرکت بود، اما یافتههایش (اهمیت امنیت روانی) مستقیماً با اصول کوچینگ حرفهای همراستاست.
3. کوچ چطور میتواند امنیت روانی بسازد؟ از طریق گوشدادن بدون قضاوت، بهرسمیتشناختن احساسات و دیدگاههای مراجع حتی وقتی با آنها موافق نیست، و حفظ محرمانگی کامل گفتوگو.
موسسه مربیگری کسبوکار دانشگاه تهران، با پشتوانهی علمی دانشگاه تهران و همکاری بیش از 20 سازمان و 400+ توسعهجو، مربیان خود را برای ساختن دقیقاً همین نوع فضای امن و حرفهای آموزش میدهد. برای آشنایی با دورههای ما، اینجا کلیک کنید.