چرا کوچینگ کسبوکار اینروزها انقدر پررنگ شده؟
اگر بیست سال پیش به یک مدیر ارشد پیشنهاد میدادید کوچ بگیرد، احتمالاً بهعنوان یک توهین تلقی میشد — یعنی «مشکلی در عملکردت هست». امروز دقیقاً عکس این اتفاق افتاده: داشتن یک کوچ اختصاصی به یکی از نشانههای سرمایهگذاری سازمان روی استعدادهای برتر خودش تبدیل شده. در این مقاله میبینیم این تغییر نگرش دقیقاً از کجا آمد و چرا آمار جهانی این صنعت هر سال رشد میکند.
پیش از ادامه، یادآوری کوتاه: کوچینگ یعنی همکاری در یک فرایند برانگیزانندهی تفکر که مراجع را بهسمت بهحداکثررساندن پتانسیل خودش هدایت میکند.
طبق تحلیلی که در هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده، کوچینگ اجرایی زمانی بهعنوان یک اقدام «ترمیمی برای مدیران ضعیف» شناخته میشد. اما بهمرور، همین ابزار به یک فعالیت باکلاس و نسبتاً گرانقیمت تبدیل شد که اغلب مخصوص مدیران باکیفیتترین سازمانهاست. (منبع: Harvard Business Review)
تحلیل دیگری در همین نشریه نشان میدهد این تغییر نگرش ریشه در دو نیاز همزمان سازمانها داشت: از یک سو، شرکتها با کمبود نیروی مستعد و نگرانی از ترک شغل کارکنان کلیدی مواجه بودند و میخواستند با ارائهی کوچینگ، تعهد خود به رشد استعدادهای برتر را نشان دهند؛ از سوی دیگر، نیاز به مهارتهای انسانی و ارتباطی (نه فقط مهارتهای فنی) در میان مدیران بیشتر احساس میشد — دقیقاً همان چیزی که کوچینگ روی آن تمرکز دارد. (منبع: Harvard Business Review)
آمار رسمی، این تغییر نگرش را کاملاً تایید میکند. طبق جدیدترین پژوهش فدراسیون بینالمللی کوچینگ (ICF Global Coaching Study 2025) که با همکاری شرکت PwC و بر اساس پاسخ بیش از 10 هزار کوچ از 127 کشور دنیا انجام شده، درآمد صنعت جهانی کوچینگ به 5.34 میلیارد دلار رسیده است — رشدی 17 درصدی نسبت به آخرین بررسی. تعداد کوچهای فعال در دنیا هم به رقم 122٬974 نفر رسیده که نسبت به سال 2023، پانزده درصد و نسبت به سال 2019، پنجاهوچهار درصد رشد نشان میدهد. (منبع: ICF)
همین پژوهش نشان میدهد بسیاری از کوچهای امروز، خدماتی فراتر از کوچینگ صرف هم ارائه میدهند: آموزش، مشاوره، تسهیلگری و منتورینگ. این خودش نشانهی دیگری از این است که مرز میان این حوزهها در عمل، دائماً در حال همپوشانی و تکامل است.
آمار رشد بهتنهایی نمیگوید چرا سازمانها این هزینه را میپذیرند. جواب را باید در بازگشت سرمایه (ROI) جستوجو کرد. یکی از شناختهشدهترین پژوهشها در این زمینه، مطالعهای است که ICF با همکاری PwC انجام داد و نشان داد اکثریت قابلتوجهی از شرکتها، بازگشت سرمایهی مثبتی از سرمایهگذاری روی کوچینگ گزارش کردهاند — عددی که در بسیاری از تحلیلهای بعدی، معادل چند برابر هزینهی اولیهی کوچینگ تخمین زده شده است.
وقتی مدیران عامل و مدیران منابع انسانی این آمار را میبینند، تصمیم به سرمایهگذاری روی کوچینگ دیگر یک تصمیم احساسی یا مد روز نیست؛ یک تصمیم مبتنی بر داده است — دقیقاً همان چیزی که در فضای رقابتی امروز کسبوکار، وزن بیشتری پیدا میکند.
یکی از روندهای جالبی که در تحلیلهای هاروارد بیزینس ریویو به آن اشاره شده، این است که آنچه امروز «کوچینگ» نامیده میشود، دیگر محدود به چند مدیر ارشد سازمان نیست. بخش بزرگی از کوچینگ امروز، خدمتی است که به مدیران میانی سازمانها ارائه میشود — نه فقط مدیرعاملها. این گسترش دامنه، یکی از دلایل اصلی رشد چشمگیر این صنعت در سالهای اخیر است. (منبع: Harvard Business Review)
یک عامل مهم دیگر، فناوری است. کوچینگ بهطور سنتی یک فعالیت کاملاً یکبهیک و اختصاصی بوده که بههمین دلیل، مقیاسپذیری آن همیشه محدود بوده است. اما با گسترش پلتفرمهای دیجیتال و ابزارهای آنلاین، سازمانها امروز میتوانند کوچینگ را به تعداد بسیار بیشتری از کارکنان — نه فقط چند نفر در راس هرم — ارائه دهند، بدون اینکه هزینهاش به همان نسبت افزایش یابد. (منبع: Harvard Business Review)
1. آیا کوچینگ کسبوکار فقط برای شرکتهای بزرگ مقرونبهصرفه است؟ خیر؛ با گسترش پلتفرمهای دیجیتال، کوچینگ امروز برای کسبوکارهای کوچک و متوسط هم در دسترستر از همیشه شده است.
2. آیا رشد این صنعت فقط مربوط به آمریکا و اروپاست؟ خیر؛ پژوهش ICF نشان میدهد این رشد در مناطق مختلف دنیا، از جمله بازارهای نوظهور، مشاهده میشود.
3. چرا امروز کوچینگ فقط مخصوص مدیران عامل نیست؟ چون سازمانها دریافتهاند سرمایهگذاری روی رشد مدیران میانی هم بازگشت سرمایهی قابلتوجهی دارد، نه فقط روی راس هرم.
موسسه مربیگری کسبوکار دانشگاه تهران، با پشتوانهی علمی دانشگاه تهران و همکاری بیش از 20 سازمان و 400+ توسعهجو، بخشی از همین موج جهانی رشد کوچینگ کسبوکار را در ایران دنبال میکند. برای آشنایی با دورههای ما، اینجا کلیک کنید.